ميرزا حسن حسينى فسايى
453
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
و پارهاى از روميان به سياست رسيده ، امان يافتند و چون خبر فتح قلعه گنجه به ساير قلعههاى قراباغ رسيد ، مستحفظين آنها طلب امان از مصدر جلال خواستند و چون به درجه قبول رسيد ، قلعهها را گذاشته ، از پى كار خود رفتند و چون ناحيهء قراباغ از خار و خس مخالف پيراسته شد ، موكب همايون به صوب تفليس نهضت فرمود و عبد اللطيف پاشا ، والى تفليس از دربار معدلت شعار ، طلب امان نموده ، به هدف اجابت مقرون گشت و قلعه را به تصرف اولياى دولت روزافزون داده ، خود به استقبال موكب و الا شتافت و مورد عنايت و شفقت شده ، روز ديگر به صوب ممالك روم روانه گرديد و اعليحضرت شاهنشاه ، نزديك قلعه تفليس آمده ، بدقت ملاحظه فرمودند و اگرچه بيان و تعريف قلعهء تفليس از تكليف نگارنده كتاب فارسنامه كه بيان فارس و حال فرمانروايان فارس از سلاطين و ولاة مىنمايد ، بيرون است ليكن چون از عجائب قلعههاى دنياست ، بيانى از او نگاشت كه صاحب تاريخ عالمآراى عباسى نوشته است كه : « 1 » قلعه تفليس در كمر كوهى بلند افتاده ، از جانبى سر به ثريا رسانيده ، رودخانهاى كه از غربى گرجستان آمده ، به جانب شرقى مىرود و در جوار شيروان ، رود ارس به او پيوسته به درياى خزر مىريزد ، چون به حوالى تفليس رسد ، پيچيده ، از شمال به جنوب شود و از جنوب گشته ، به مشرق رود و در حريم شهر و قلعهاى كه اين آب مىگذرد ، زمين سنگپست [ و ] بلندى است و در برابر آن كوهى است بلند ، پيش آمده ، تخته پلى در كمال استحكام در اينجا ترتيب دادهاند كه معبر از تفليس به گرجستان است و چشمههاى بسيار از اين كوه جارى است و آب گرم از هفتاد - هشتاد جاى آن كوه روان است . در زمان قديم سلاطين و بزرگان ، گنبدها بر اين آبهاى گرم ساختهاند و آنها را حمام قرار دادهاند و چند حمام از اين قبيل در ميان شهر تفليس است و بلندى برجهاى آن قلعه به مثابهاى است كه با فلك البروج برابرى دارد و از جوانب قلعه كوههاى بلند است كه محل اقامت و نزول سپاه ، نتواند بود و در حقيقت اين قلعه ، ستون گرجستان و شيروان است . « 2 » در همين ايام [ 1015 ] : اميرزادگان « 3 » گرجستان كه هر يك والى ناحيهاى بودند به شرف بساط بوسى مشرف شد ، مورد « 4 » عنايت گشته ، عود به مقر حكمرانى خود نمودند و بعد از انتظام مهام گرجستان رأى عالمآراى شهريارى بر توجه جانب شيروان قرار گرفت و در وقت زمستان و سرما به هزار مشقت از آب رودخانه كر گذشته ، داخل نواحى شيروان شدند . و عيد نوروز سنه قوىئيل در روز بيست و دويم ذى القعده سال 1015 : اتفاق افتاد و اردوى كيوان شكوه ، در دامنه قلعه شماخى « 5 » كه در تصرف روميان بود ، توقف داشت و زمان محاصره به درازا كشيد تا آنكه در دويم ماه ربيع الاول اين سنهء قوىئيل به سعى اللّهوردى خان و امراى قزلباش گشاده گشت « 6 » و بعد از اين فتح نامدار ، نواحى شيروان را تا باب الابواب بر
--> ( 1 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 717 . ( 2 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 718 . ( 3 ) . در متن : ( اميرزادهگان ) . ( 4 ) . در متن : ( مورده ) . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 389 ، عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 746 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 390 ، عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 737 .